يادنامه

هیچ‌وقت خلاف قانون عمل نکرد

نویسنده:
حاج محمد نیساری که به گفته‌ی خودش 76 سال است و در محله‌ی اختیاریه زندگی می‌كند سال‌های حضور آیت‌الله شهید مهدی شاه‌آبادی در مسجد اعظم رستم‌آباد را خیلی خوب به یاد دارد...
حاج محمد نیساری که به گفته‌ی خودش 76 سال است و در محله‌ی اختیاریه زندگی می‌كند سال‌های حضور آیت‌الله شهید مهدی شاه‌آبادی در مسجد اعظم رستم‌آباد را خیلی خوب به یاد دارد. او به واسطه‌ی رابطه‌ی نزدیکی كه با این شهید بزرگوار در مسجد قدیمی و تاریخی رستم‌آباد به عنوان امین و معتمد داشت خاطرات زیادی برای روایت از او دارد؛ ناگفته‌هایی از جنس شجاعت و جسارت شهید که میراثی از پدرش آیت‌الله میرزا محمد‌علی شاه‌آبادی بود تا مردمداری، تواضع، فروتنی و همتش در تربیت نسل نوجوان و جوان. خاطره‌ی آخرین تصویری شهید شاه‌آبادی خیلی خوب در ذهن حاج محمد نیساری ماندگار شده؛ تصویر روزی که آقا را بعد از شهادتش در زیرزمین مسجدی که بعدها نامش روی آن قرار گرفت شستند و غسل و کفن کردند و رد اصابت ترکشی که در جزیره‌ی مجنون او را آسمانی کرد.
  •  سابقه‌ی آشنایی شما با آیت‌الله مهدی شاه‌آبادی به دوران امامت جماعت ایشان در مسجد اعظم رستم‌آباد برمی‌گردد. تا قبل از آن ایشان را می‌شناختید؟
 سال 51 شیخ محمد‌تقی رستم‌آبادی نوه‌ی آیت‌الله حاج آخوند رستم‌آبادی که امام جماعت مسجد اعظم رستم‌آباد بود مرحوم شد. ما در قسمت شمالی مسجد که الان آشپزخانه شده و آن موقع زیرزمین بود مشغول شستن و غسل و کفن شیخ محمدتقی بودیم. در همان زمان به من گفتند چند نفری بیرون مسجد با شما کار دارند. جمعی چند نفره از شخصیت‌های مبارز دوران قبل از انقلاب از جمله دکتر علی‌اکبر ولایتی که جوانی بیست و چند ساله بود بیرون مسجد ایستاده بودند. آن موقع جو رستم‌آباد به گونه‌ای بود که دو دسته‌ی کاملا متمایز در آن زندگی می‌كردند. یک عده طرفدار رژیم بودند و دسته‌ی دیگر مخالف رژیم. آن‌ها به من گفتند آقا را می‌شویند و غسل و کفن می‌کنند و می‌برند دفن می‌کنند. ما الان باید به فکر باشیم تا مردم از دفن پیکر آقا برمی‌گردند این بی‌دین‌ها یک ساواکی را امام جماعت مسجد نكنند باشند. نگران بودند دسته‌ی مقابل از فرصت پیش آمده استفاده کنند و فردی را بیاورند که طرفدار رژیم باشد. دنبال این بودند که جانشین مرحوم رستم‌آبادی کسی باشد که اهل مبارزه باشد. همراه چند نفر از دوستان رفتیم خدمت آیت‌الله مهدی جمارانی و به واسطه‌ی او با آیت‌الله شاه‌آبادی آشنا شدیم و درخواست کردیم که امامت جماعتی مسجد ما را قبول کند و او هم پذیرفت...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code