خانواده

قرآن مسیرزندگی‌ام را روشن كرده

نویسنده: زینب صفاری
وقتی شروع به تلاوت کرد، همه‌ی نگاه‌ها به او دوخته شد. با هر فرازی که می‌خواند، صدای تکبیر جمعیت بلند می‌شد. خیلی‌ها سرشان را از میان جمعیت بالا آورده بودند...
وقتی شروع به تلاوت کرد، همه‌ی نگاه‌ها به او دوخته شد. با هر فرازی که می‌خواند، صدای تکبیر جمعیت بلند می‌شد. خیلی‌ها سرشان را از میان جمعیت بالا آورده بودند تا صاحب این صدای خوش را بهتر بشناسند. سیدطاها حسینی نگاهش به آیات قرآن بود. از صورتش می‌شد فهمید که چه غوغایی در دلش برپاست. هر‌چه او نگاهش را از جمعیت می‌دزدید اما رهبر چشم‌هایش را از او بر‌نمی‌داشت. تلاوتش که تمام شد، کمی جلوتر رفت. آن‌قدر که می‌توانست دست رهبر را ببوسد. نگاه‌ها او را تعقیب می‌کردند. چهره‌ها خندان بودند. همه دوست داشتند مکالمه‌ی کوتاه او با رهبر را بشنوند. حالا چهار سال از دیدار قاری نوجوان بوشهری با رهبر می‌گذرد. او در 17 سالگی همچنان مشغول آموختن و تجربه کردن است. دغدغه‌های متفاوتی هم دارد؛ از آموزش قرآن به نوجوانان و جوانان گرفته تا تحصیل در دانشکده‌ی افسری و پوشیدن لباس مقدس نظامی. سید‌طاها حسینی در دوره‌ی نوجوانی موفق به کسب مقام‌های کشوری در رشته‌های اذان و تلاوت شده و امیدوار است روزی قاری بین‌المللی هم بشود. آنچه می‌خوانید ماحصل گفت‌وگوی همشهری «آیه» با این قاری نوجوان آینده‌دار بوشهری و خانواده‌اش است.
  •   شما متولد روستای چارک هستید كه به «دهکده‌ی قرآنی» معروف است. کمی از محیط زندگی‌تان برای ما بگویید و این‌كه چقدر جو و شرایط روستا در علاقه‌مندی شما به قرآن مؤثر بوده.
 روستای ما از زمان‌های قدیم در پرورش قاری و مداح زبانزد بوده. برای همین به «دهکده‌ی قرآنی» شهرت دارد. سادات روستا که همگی با هم عموزاده و فامیل هستند کارهای تبلیغی زیادی در این منطقه انجام داده‌اند. در چارک برای آموزش قرآن مکتب‌خانه وجود داشت و با همان روش مکتبی، کودکان و نوجوانان قرآن را یاد می‌گرفتند. علاوه بر آن مراسم‌‌ تاسوعا و عاشورای چارک دیدنی است. در چنین ایامی جمعیت روستا دو سه برابر می‌شود...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code